معنی متغمس
7 بازدید
[ مُ تَ غَ مْ مِ ] (ع ص) در آب فرو رفته و غوطه ور شده و غرق شده. - رنگ کرده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). - متغمس فی السواد؛ خود را آراسته با لباس سیاه. (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «متغمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر