معنی متعود
6 بازدید
[ مُ تَ عَ وْ وِ ] (ع ص) خوگر و عادت کننده. (آنندراج) (غیاث) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد): چه سایر بندگان و خدمتکاران به انعام و بخشش خداوندی متعودند. (گلستان). و رجوع به تعود شود.
کلمات همقافیه با «متعود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر