معنی متعظ
5 بازدید
[ مُ تْ تَ عِ ] (ع ص) (از «وع ظ») پذیرنده . (آنندراج). پند گرفته و کسی که پند و نصیحت قبول می کند به سخنان دلپذیر. (ناظم الاطباء): ایشان متعظ نشدند و متنبه نگشتند. (تاریخ قم ص ۲۵۴). - واعظ غیرمتعظ؛ پند دهنده ای که خود پند نپذیرفته باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به اتعاظ شود.
کلمات همقافیه با «متعظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عظ» برای سرودن شعر