معنی متعرف
5 بازدید
[ مُ تَ عَ رْ رِ ] (ع ص) آن که می خواهد و می جوید چیزهایی پنهانی را و آن که تجسس از معرفت می کند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کسی که اعتراف می کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تعرف شود. - (اصطلاح تصوف) سالک که به اول وهله از شناخت خدا غافل بود و به زودی حاضر گردد و فاعل مطلق را در صور وسایط و روابط بازشناسد. رجوع به مصباح الهدایه ص ۸ و نفحات الانس جامی ص ۶ و فرهنگ فارسی معین شود.
کلمات همقافیه با «متعرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر