معنی متعرس
4 بازدید
[ مُ تَ عَ رْ رِ ] (ع ص) دوستی کننده با زن و فریفته گردنده بر وی. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مایل و شایق به زن خود و فریفتهٔ به آن. (ناظم الاطباء). و رجوع به تعرس شود.
کلمات همقافیه با «متعرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر