معنی متعجن
5 بازدید
[ مُ تَ عَ جْ جِ ] (ع ص) شتر فربه پرگوشت. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به تعجن شود.
کلمات همقافیه با «متعجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر