معنی متعب

معنی متعب

5 بازدید
[ مُ عِ ] (ع ص) مانده گرداننده. (آنندراج). کسی که مانده و خسته می گرداند. (ناظم الاطباء). - زحمت کش و محنت طلب. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - آکننده و پرکنندهٔ آوند. - استخوان پیوند گرفتهٔ بازشکسته. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - خداوند ستور مانده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
[ مُ عَ ] (ع ص) مانده گردیده. (از منتهی الارب). مانده و عاجز و خسته. (ناظم الاطباء): دل را نکرد باید مغرور تن را نداشت باید متعب.مسعودسعد. - بعیر متعب؛ شتری که یکی از استخوانهای دست و یا پایش شکسته باشد و آن را بسته باشند لیکن آن شتر در حال درد و رنج کشیدن باشد. (از ذیل اقرب الموارد).
[ مَ عَ ] (ع اِ) مَتعَبَة. جای تعب و رنج. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «متعب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید