معنی متع
5 بازدید
[ مِ تَ / مُ تَ ] (ع اِ) جِ مِتعَه و مُتعَه. (ناظم الاطباء). رجوع به همین کلمات شود.[ مَ ] (ع مص) ربودن. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ربودن و بردن چیزی را. (ناظم الاطباء). - برآمدن روز و دراز شدن آن پیش از زوال. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). روز دور برآمدن. (زوزنی). به پایان رسیدن چاشت و هوعندالضحی الاکبر. یا برآمدن و بلند شدن روز و به نهایت رسیدن بلندی آن. مُتوع مثله. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - دروغ گفتن کسی را. مُتع مثله. (ناظم الاطباء). - بلند شدن سراب. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - درشت و محکم گردیدن رسن. - نیک سخت و تند و سرخ گردیدن نبیذ. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - نیکو و زیرک شدن مردم. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - منفعت گرفتن به چیزی. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برخورداری گرفتن. - (زوزنی). چربیدن به وزن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تع» برای سرودن شعر