معنی متطلس
5 بازدید
[ مُ تَ طَلْ لِ ] (ع ص) نبشته که محو و پاک شود. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تراشیده و حک شده و محو شده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تطلس شود.
کلمات همقافیه با «متطلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر