معنی متطرف
4 بازدید
[ مُ تَ طَرْ رِ ] (ع ص) ناقه که در اطراف چراگاه بچرد. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شتری که در اطراف چراگاه بچرد و با دیگر شتران نیامیزد. (ناظم الاطباء). - کسی که از علمی مقداری آموخته باشد، بدون اینکه در آن متخصص و متبحر و متعمق باشد. (قزوینی، یادداشتها، از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به تطرف شود.
کلمات همقافیه با «متطرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر