معنی متضیف
6 بازدید
[ مُ تَ ضَ یْ یِ ] (ع ص) مهمان. (آنندراج). مهمان شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - آفتاب که به غروب نزدیک شود. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). نزدیک به غروب آفتاب خمیده و میل کرده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تضیف شود.
کلمات همقافیه با «متضیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر