معنی متضمن
6 بازدید
[ مُ تَ ضَ مْ مِ ] (ع ص) تاوان دهنده. (آنندراج) (از اقرب الموارد). ضامن و کفیل و پذرفتار. (ناظم الاطباء). - آنچه شامل باشد و فراهم گیرد و بفهماند. (ناظم الاطباء). فراهم گیرنده و مشتمل. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شامل. دربردارنده. محتوی : ملوک طوایف و امراء اطراف هم بعضی را متضمن است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۴). و شیث آن صحیفه را که متضمن سی لطیفه بود نگاه میداشت. (لباب الالباب).
کلمات همقافیه با «متضمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر