معنی متصلق
2 بازدید
[ مُ تَ صَ لْ لِ ] (ع ص) زن که فریاد کند از درد زه. (آنندراج). زن بانگ کنندهٔ از درد زه. - آمد و شد کنندهٔ در آب. - غلطندهٔ در خاک از مشقت و زحمت. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تصلق شود.
کلمات همقافیه با «متصلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر