معنی متصرفه
6 بازدید
[ مُ تَ صَ رْ رِ فَ ] (ع ص) مالک شده و در تصرف و در ملکیت و دارا. (ناظم الاطباء). - قوهٔ متصرفه؛ قوتی است مترتب در مقدم تجویف اوسط دماغ و عمل آن ترکیب و تحلیل صور موجوده در خیال و معانی موجوده در حافظه است. این قوت اگر عاقله را بکار بندد مفکره و اگر وهم را در محسوسات بکار بندد متخیله می نامند و «اما المتخیلة فتسمی مفکرة ایضاً باعتبار استعمال الناطقة ایاها فی ترتیب الفکر و مقدماته». (فرهنگ علوم عقلی) (از تعریفات جرجانی). قوهٔ متفکرة. (ناظم الاطباء). و رجوع به قوهٔ متفکرة و متخیله گردد.
کلمات همقافیه با «متصرفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر