معنی متشیخ
4 بازدید
[ مُ تَ شَ یْ یِ ] (ع ص) خواجه و پیرشونده. (آنندراج). شیخ شده و خواجه و پیر گشته. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - آن که خود را به پیری زند. و رجوع به تشیخ شود.
کلمات همقافیه با «متشیخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر