معنی متشمس
5 بازدید
[ مُ تَ شَ مْ مِ ] (ع ص) سخت توانا. (منتهی الارب). سخت توانا و قادر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیک بخیل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || در آفتاب ایستاده شونده. (منتهی الارب). در آفتاب ایستنده. (آنندراج). در آفتاب مانده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به متصمر و تشمس شود.
کلمات همقافیه با «متشمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر