معنی متسوقة
4 بازدید
[ مُ تَ سَ وْ وِ قَ ] (ع ص، اِ) مؤنث متسوق : بازارهای نیشابور در ایام قدیم پوشیده نبود و از اثارت غبار و تزاحم امطار، متسوقه و اهل معاملات متأذی می شدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۳۹). و رجوع به مادهٔ قبل ذیل معنی اول شود.
کلمات همقافیه با «متسوقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر