معنی متسلی
6 بازدید
[ مُ تَ سَ لْ لی ] (ع ص) خورسند و بی غم. (آنندراج). دل نواخته شده و تسلی داده شده. (ناظم الاطباء): بجهت آن که هر که را نصرت در جانب او وجود گیرد هر آینه دلش متسلی خواهد بود. (انوار سهیلی). و رجوع به تسلی شود.
کلمات همقافیه با «متسلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر