معنی متسلق
5 بازدید
[ مُ تَ سَ لْ لِ ] (ع ص) به دیوار بر شونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بالابرندهٔ دیوار. (ناظم الاطباء). || بی آرام از درد یا اندوه. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تسلق شود.
کلمات همقافیه با «متسلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر