معنی متسعسع
6 بازدید
[ مُ تَ سَ سِ ] (ع ص) پیر خرف و آن که زندگانی او سپری شود. (آنندراج). پیر خرف و فرتوت شده و زندگانی سپری شده و به آخر رسیده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تسعسع شود.
کلمات همقافیه با «متسعسع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سع» برای سرودن شعر