معنی متساکر
6 بازدید
[ مُ تَ کِ ] (ع ص) مستی نماینده از خود، بی مستی. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کسی که مستی کند و رسوائی نماید بی آن که مست باشد. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح تصوف) اهل ذوق. (نفایس الفنون ج ۱ ص ۱۷۱). و رجوع به ذوق در همین لغت نامه و نفایس الفنون و مصباح الهدایه ص ۱۳۷ و فرهنگ مصطلحات عرفاء سیدجعفر سجادی ذیل «ذوق» و «اهل ذوق» شود.
کلمات همقافیه با «متساکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر