معنی متزکر
4 بازدید
[ مُ تَ زَکْ کِ ] (ع ص) طفل نیکوحال. (آنندراج). کودک نیکوحال. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || کسی که ترقی می کند و بختیار می شود. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || پرشده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شکم کودک پر شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به تزکر شود.
کلمات همقافیه با «متزکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر