معنی متزندق
8 بازدید
[ مُ تَ زَ دِ ] (ع ص) زندیق شونده و زندیق. (آنندراج). زندیق شده و بی دین و ملحد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تزندق شود.
کلمات همقافیه با «متزندق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دق» برای سرودن شعر