معنی متزلج
4 بازدید
[ مُ تَ زَلْ لِ ] (ع ص) آن که اصرار کند بر شرب نبیذ. (آنندراج). مصر بر شرب شراب. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || لغزنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). لغزنده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تزلج شود.
کلمات همقافیه با «متزلج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر