معنی متروپلیتن
7 بازدید
[ مِ رُ پُ تَ ] (فرانسوی، ص)وابسته به کشور اصلی و متبوع. (فرهنگ فارسی معین). || (اِ) راه آهن زیرزمینی یا هوایی که از محلات شهری بزرگ و حومهٔ آن گذرد. (فرهنگ فارسی ایضاً). و رجوع به مترو شود.
کلمات همقافیه با «متروپلیتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر