معنی مترجمی
5 بازدید
[ مُ تَ جِ ] (حامص) مأخوذ ازتازی، شغل کسی که زبانی را به زبان دیگر می آورد و ترجمه می کند. (ناظم الاطباء). عمل مُتَرجِم. برگردانیدن از زبانی به زبانی دیگر. و رجوع به مترجم و ترجمه شود. - مترجمی کردن؛ ترجمه کردن و به زبان دیگر بر گرداندن. عمل ترجمان و دیلماج : دبیری و مترجمی کردی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۱۴). که بیرون دبیری و مترجمی پیغامها بردی و آوردی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۱۴).
کلمات همقافیه با «مترجمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر