معنی مترج
6 بازدید
[ مُ تَ رْ رَ ] (ع ص) سرخ. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). منه الحدیث: نهی عن لبس القسی المترج؛ ای صبغاً مشبعاً. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). سرخ و نارنجی رنگ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مترج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر