معنی متراد
4 بازدید
[ مُ تَ رادد ] (ع ص) با یکدیگر نزاع کننده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || یکدیگر را دفع و طرد کننده و دور کننده. (ناظم الاطباء). || راضی به حل شرط. (ناظم الاطباء). راضی به فسخ بیع. (از اقرب الموارد). و رجوع به تراد شود. || آب بازگردنده از مجرای خود به سبب مانعی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «متراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر