معنی متراجع
4 بازدید
[ مُ تَ جِ ] (ع ص) سپس پایگی بازگردنده. (آنندراج). بازگشته و برگردنده. (ناظم الاطباء): آن فر و اقبال اپرویز و پارسیان نقصان گرفت و متراجع گشت. (فارسنامهٔ ابن بلخی چ کمبریج ص ۱۰۴). و رجوع به تراجع شود.
کلمات همقافیه با «متراجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر