معنی متذکر
6 بازدید
[ مُ تَ ذَکْ کِ ] (ع ص) یاد کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب). یاد کننده و در خاطر آورنده. (ناظم الاطباء). به خاطر آورنده. به یاد آورنده. || پند گیرنده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به تذکر شود. || یاد آمدن چیز از یاد رفته. (ناظم الاطباء). - متذکر شدن؛ یاد آمدن چیز فراموش شده و از یاد رفته. (ناظم الاطباء). - متذکر شدن به کسی؛ او را یادآور شدن: به شما متذکر شدم که این شغل، شایستهٔ شما نیست. - متذکر کردن؛ به یاد آوردن چیزی از یاد رفته. (ناظم الاطباء). - متذکر گردیدن (گشتن)؛ متذکر شدن. و رجوع به همین ترکیب شود.
کلمات همقافیه با «متذکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر