معنی متدوحة
3 بازدید
[ مُ تَ دَوْ وِ حَ ] (ع ص) تأنیث متدوح. پرشاخ. شاخناک. شاخ آور. (یاد داشت به خط مرحوم دهخدا): جالینوس فی کتاب المیامیر، تکون فی منبتها متدوحة علی قدرالقامة تمیل علی الارض میلا کثیراً... (مفردات ابن البیطار، جزء ثالث ص ۱۳۶).
کلمات همقافیه با «متدوحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر