معنی متدمع
6 بازدید
[ مُ تَ دَمْ مِ ] (ع ص) آماده و مستعد ریختن اشک. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تدمع شود.
کلمات همقافیه با «متدمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر