معنی متدلک
4 بازدید
[ مُ تَ دَلْ لِ ] (ع ص) خود را مالنده به وقت شستن اندام. (آنندراج). آن که بدن خویشتن را در وقت شستن بمالد. (ناظم الاطباء). || لایق و سزاوار و شایسته. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || کسی که بر بدن خود خوشبوها بمالد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تدلک شود.
کلمات همقافیه با «متدلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر