معنی متداولة
5 بازدید
[ مُ تَ وَ لَ ] (ع ص) از یکدیگر نوبت به نوبت گرفته شده و دست به دست گردانیده شده. (آنندراج) (غیاث). || مأخوذ ازتازی، رایج و روان و معمول و معلوم و رسمی و معهود. (ناظم الاطباء). مؤنث متداول : مرد صادق القول راست گفتار ساده لوح بود و در اکتساب علوم متداوله کما ینبغی کوشیده... (عالم آرا، از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «متداولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر