معنی متخطرف
5 بازدید
[ مُ تَ خَ رِ ] (ع ص) مرد خوشخوی سخی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مرد خوشخوی و سخی و جوانمرد. (ناظم الاطباء). || آن که گام فراخ می نهد در رفتار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تخطرف شود.
کلمات همقافیه با «متخطرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر