معنی متخصر
4 بازدید
[ مُ تَ خَ صْ صِ ] (ع ص) دست بر تهیگاه نهنده و مخصرة بدست گیرنده. || کسی که به شب نماز می خواند و چون مانده شود دست را بر تهیگاه می نهد. ج، متخصرون. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). فی الحدیث، المتخصرون یوم القیمة علی وجوههم النور؛ ای المصلون باللیل فاذا تعبوا وضعوا ایدیهم علی خواصرهم. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). و رجوع به تخصر شود.
کلمات همقافیه با «متخصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر