معنی متخشن
7 بازدید
[ مُ تَ خَ شْ شِ ] (ع ص) درشت گردیده و سخت شده. (آنندراج). درشت شده و ناهموار. (ناظم الاطباء). || لباس درشت و نااملس پوشیده. || گستاخ و درشت در تکلم. || بی ادب. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تخشن شود.
کلمات همقافیه با «متخشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر