معنی متخرج
6 بازدید
[ مُ تَ خَ رْ رِ ] (ع ص) طالب العلم. فرا راه افتاده در علم و ادب و برساخته شده. (آنندراج). فرا گرفتهٔ علم و ادب و برساخته شدهٔ در آن. (ناظم الاطباء). فرا راه افتاده در علم و ادب. طالب علم. دانشجو. (فرهنگ فارسی معین). || فارغ التحصیل. (فرهنگ فارسی ایضاً). بهره مند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تخرج شود.
کلمات همقافیه با «متخرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر