معنی متحکم
4 بازدید
[ مُ تَ حَ کْ کِ ] (ع ص) حکم کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پادشاه و حکم کننده. (ناظم الاطباء). بی دلیل حکم کننده. کسی که به زور حکم می کند. (از اقرب الموارد). || فرمان بردار. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سوفسطائی. (مفاتیح العلوم). || آن که «لاحکم الا للََّه» گوید. خارجی. حروری. و رجوع به خوارج شود.
کلمات همقافیه با «متحکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر