معنی متحول
6 بازدید
[ مُ تَ حَ وْ وَ ] (ع اِ) محل تحول. مکان انتقال. (فرهنگ فارسی معین): آن انتقال فرخ بود، این نزول مبارک باد ... زمین این متحول منبت لآلی دولتی تازه و مسقط سلالهٔ سعادتی نو باشد. (مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی ایضاً). و رجوع به تحول شود.[ مُ تَ حَ وْ وِ ] (ع ص) گردنده. دیگرگون شونده. متبدل. جابه جاشونده. و رجوع به تحول شود.
کلمات همقافیه با «متحول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر