معنی متحوب
5 بازدید
[ مُ تَ حَ وْ وِ ] (ع ص) توبه کننده از گناه. (آنندراج). کسی که از گناه توبه کند. (ناظم الاطباء). || کسی که مال رفته بازیابد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). فقیری که مال دار شود. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || مالداری که فقیر شود. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «متحوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر