معنی متجوع
4 بازدید
[ مُ تَ جَ وْ وِ ] (ع ص) گرسنه و خود را گرسنه دارنده به قصد. (آنندراج). کسی که خود را عمداً گرسنه می دارد. (ناظم الاطباء). و رجوع به تجوع شود.
کلمات همقافیه با «متجوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر