معنی متثمل
4 بازدید
[ مُ تَ ثَ مْ مِ ] (ع ص) برآشامنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). خورنده و آشامنده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تثمل شود. || آن که رعایت کند و غمخواری کند دیگری را خصوصاً در طعام و شراب. || آن که تدبیر کند در کارهای بنده و زیردست خود. || کسی یا چیزی که جذب می کند و صرف خود می نماید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متثمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر