معنی متثاقل
4 بازدید
[ مُ تَ قِ ] (ع ص) کاهلی کننده و پس ماننده و خویشتن را گران سازنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). سنگین و گران و ثقیل و سست و کاهل. (ناظم الاطباء). || بددلی کننده در جنگ. (آنندراج) (از منتهی الارب). بددل و ترسو در جنگ. (ناظم الاطباء). || جذب شونده به جانب زمین. || کسی که رشک می برد بر ساختن چیزی و وامی ماند از آن. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تثاقل شود.
کلمات همقافیه با «متثاقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر