معنی متبقر
5 بازدید
[ مُ تَ بَ قْ قِ ] (ع ص) فراخ در مال و علم. (آنندراج). متبحر در علم و دانای متبحر. || فراخ و گشاد. (ناظم الاطباء). || کسی که اهل خود را در بادیه گذاشته و در شهر یا قریه مسکن می کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تبقر شود.
کلمات همقافیه با «متبقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر