معنی متبغض
6 بازدید
[ مُ تَ بَ غْ غِ ] (ع ص) دشمنی نماینده. (آنندراج). دشمن و بدخواه و مخالف. (ناظم الاطباء). و رجوع به تبغض شود.
کلمات همقافیه با «متبغض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غض» برای سرودن شعر