معنی متبصر
5 بازدید
[ مُ تَ بَ صْ صِ ] (ع ص) شناسا و نیک نگرنده و تأمل کننده. (آنندراج). بصیر و دانا و دقیق. ج، متبصرین. (فرهنگ فارسی معین). کسی که از روی آگاهی و بصیرت اندیشه می کند. و هوشمند و باتدبیر و با بصیرت. (ناظم الاطباء). || آن که طلب ماه نو می کند تا ببیند آنرا. (ناظم الاطباء). و رجوع به تبصر شود.
کلمات همقافیه با «متبصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر