معنی متبسم
7 بازدید
[ مُ تَ بَ سْ سِ ] (ع ص) به معنی آهسته خنده کننده که هیچ آوازش از دهن و بینی بیرون نیاید و تبسم کننده. (آنندراج) (غیاث). دندان سپیدکننده و خنده کننده و آن که خنده می کند. (ناظم الاطباء). کسی که خنده می کند و خنده کننده. (ناظم الاطباء): قاضی متبسم در او نظر کرد و گفت... (گلستان چ قریب ص ۱۵۳). - متبسم شدن؛ خندیدن. (ناظم الاطباء). - متبسم کردن؛ خندانیدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متبسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر