معنی متبرم شدن
6 بازدید
[ مُ تَ بَ رْ رِ شُ دَ ] (مص مرکب) آزرده شدن. به ستوه آمدن. ملول و دلگیر شدن : و گاه گاه از انواع تحکم آن حضرت متبرم شدی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۷). و از قبول ادای مالی که ...قرار نهاده متبرم شده. (جهانگشای جوینی). و رجوع به تبرم شود.
کلمات همقافیه با «متبرم شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر