معنی متب
10 بازدید
[ مُ تِ ب ب ] (ع ص) (از «ت ب ب») سست و ضعیف گرداننده. (آنندراج). هر آنچه ضعیف و ناتوان و زبون باشد. (ناظم الاطباء). اتب اللََّه قوته؛ سست و ضعیف گرداند او را خدای. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «متب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر